عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
57
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
معناى قول خدا : « أو كصيّب » : صيّب به معناى باران است ؛ شاعر گفته است : [ از بحر طويل ] 23 كانّهم صابت عليهم سحابة * صواعقها لطيرهنّ دبيب « 33 » و معناى آيه آن است كه و يا ( مثل ايشان ) مثل مبتلايان به بارانى است ؛ پس خدا دين اسلام را - در مورد سختيها و ترسى كه به ايشان مىرسد - مثل آنها قرار داده ، و برقى را كه از پرتو آن روشنى مىجويند ، مثل اسلامى قرار داده كه از پرتو آن نور مىجويند ، و ترسى را كه در هنگام جهش برق بر آنها عارض مىشود ، همانند ترسى قرار داد كه از كشته شدن ، به ايشان دست مىدهد ؛ « 34 » و دليل آن گفتار خداى - تعالى - : يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ « 35 » است . ( بيان لغت و معناى ) گفتار خدا : يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ « 36 » : گفته مىشود : « خطف يخطف » . و قاريان در قرائت آن فعل وجوهى قائلند : از اخفش با كسره « خاء » و « طاء » روايت مىشود ، و از غير او با فتحه « ياء » و « خاء » و كسره « طاء » روايت مىشود ، و به وجه ديگرى نيز روايت مىشود ، و آن سكون « خاء » و « طاء » است ؛ و اين وجه به سبب ناممكن بودن برخورد دو ساكن ، جايز
--> ( 33 ) - در لسان العرب ريشه « صوب » نقل شده است : « و گفتار خداى - تعالى - « او كصيّب من السّماء » : ابو اسحاق گفته است : صيّب در اينجا به معناى باران است ، و اين مثلى است كه خداى - تعالى - براى منافقان زده است ، و گويى « او كصيّب » به معناى « او كاصحاب صيّب ( يا مانند مبتلايان به باران ) » است پس خدا دين اسلام را - در مورد سختيها و ترسى كه به ايشان مىرسد - مثل آنها قرار داد و برقى را كه در پرتو آن روشنى مىجويند ، مثل اسلامى قرار داد كه از پرتو آن نور مىجويند ، و ترسى را كه هنگام جهش برق بر آنها عارض مىشود همانند ترسى قرار داد كه از كشته شدن به ايشان دست مىدهد ، و دليل آن گفتار خداى - تعالى - است : « يحسبون كلّ صيحة عليهم » ، و هر چيزى كه از بالا به پايين فرودآيد مصداق فعل « صاب يصوب » است ، وى ( ابو اسحاق ) به عنوان شاهد معناى صاب خواند : كانّهم صابت عليهم سحابة * صواعقها لطير هنّ دبيب ( 34 ) - ابن منظور اين سخن را در ريشه « صوب » ياد كرده كه در پاورقى پيش نقل شد . ( 35 ) - سورة المنافقون ( 63 ) آيهء 4 . ( 36 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيه 20 .